سلسله مطالب اساتید دانشکدگان فارابی در مورد جنگ رمضان

«بازی جوجه» و سیاست لبه پرتگاه؛ چارچوبی برای تحلیل تهدیدهای زیرساختی اخیر ترامپ!

۱۹ فروردین ۱۴۰۵ | ۰۲:۱۴ کد: ۵۳۰۰۴ اخبار
تعداد بازدید: ۲۲۱
«بازی جوجه» و سیاست لبه پرتگاه؛ چارچوبی برای تحلیل تهدیدهای زیرساختی اخیر ترامپ!؛ از دیدگاه دکتر محمد ندیری، عضو هیأت علمی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران.
«بازی جوجه» و سیاست لبه پرتگاه؛ چارچوبی برای تحلیل تهدیدهای زیرساختی اخیر ترامپ!

«بازی جوجه» (Game of Chicken) یا بازی بزدل یکی از مدل‌های شناخته‌شده در نظریه بازی‌هاست. در سناریوی کلاسیک این بازی فرض می‌شود پلی باریک وجود دارد که تنها یک خودرو می‌تواند از آن عبور کند. دو راننده با سرعت از دو سمت مخالف به سوی یکدیگر حرکت می‌کنند. در این وضعیت، راننده‌ای که برای جلوگیری از تصادف زودتر مسیر خود را تغییر دهد، «جوجه» یا بازنده تلقی می‌شود و کسی که بدون عقب‌نشینی به مسیر خود ادامه دهد، پیروز به شمار می‌آید. با این حال، اگر هیچ‌یک از دو طرف حاضر به کنار رفتن نشوند، برخوردی شدید رخ می‌دهد که بدترین نتیجه ممکن برای هر دو طرف است.
نکته مهم در این بازی آن است که نتیجه بیش از آنکه به عقلانیت یا امنیت وابسته باشد، به میزان ریسک‌پذیری و باور طرف مقابل درباره احتمال عقب‌نشینی شما بستگی دارد. هرچه یک بازیگر بتواند طرف مقابل را متقاعد کند که قصد عقب‌نشینی ندارد، احتمال پیروزی‌اش بیشتر خواهد شد.

کاربرد نظریه در تحلیل منازعات بین‌المللی 
از این مدل اغلب برای تحلیل تنش‌ها و منازعات بین‌المللی استفاده می‌شود. در چنین شرایطی، طرف‌ها گاه با انجام اقدامات پرخطر و نشان دادن قاطعیت شدید تلاش می‌کنند طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کنند؛ رویکردی که در ادبیات سیاسی با عنوان «سیاست لبه پرتگاه» شناخته می‌شود. با این حال، این راهبرد بسیار پرریسک است، زیرا اگر هیچ‌یک از طرفین عقب‌نشینی نکنند، ممکن است بحران به یک تقابل گسترده و پرهزینه برای هر دو طرف تبدیل شود.

تطبیق نظریه بر تهدید ترامپ
در هفته‌ها و روزهای اخیر، رئیس‌جمهور آمریکا اقدام به تهدید درباره نابودی زیرساخت‌های حیاتی ایران، از جمله زیرساخت‌های برق کرده و اخیراً در پیامی در شبکه‌های اجتماعی با لحنی به دور از ادب و نزاکت اعلام کرده است که ایران تا روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین فرصت دارد با آمریکا به توافق برسد و تنگه هرمز را باز نماید؛ در غیر این صورت «همه چیز در ایران منفجر خواهد شد».
در مقابل، مقامات ایرانی نیز با ارائه تهدیدی معتبر  هشدار داده‌اند که هرگونه حمله به زیرساخت‌های کشور با پاسخ متقابل و شدید روبه‌رو خواهد شد و در چنین شرایطی زیرساخت‌های رژیم صهیونیستی و کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی هدف قرار خواهند گرفت و تنگه هرمز نیز مین‌گذاری خواهد شد.
مقامات ایران با درک اهمیت راهبردی تنگه هرمز، حاضر به از دست دادن این اهرم استراتژیک نیستند مگر در برابر امتیازاتی معتبر؛ از جمله دور شدن خطر جنگ از کشور در کوتاه‌مدت و بلندمدت و رفع تحریم‌های گسترده و موارد مشابه.
چنین وضعیتی را می‌توان در چارچوب مدل «بازی جوجه» در نظریه بازی‌ها تحلیل کرد؛ مدلی که در آن دو طرف در مسیری پرخطر به سوی یکدیگر حرکت می‌کنند و هر کدام امیدوار است طرف مقابل پیش از برخورد عقب‌نشینی کند.

پرسش‌های پیشِ رو و نکات قابل طرح
با توجه به این چارچوب، برای درک بهتر ماهیت بحران و مسیرهای احتمالی مدیریت آن، چند پرسش مهم قابل طرح است:
- آیا تهدیدهای مطرح‌شده بیشتر جنبه بازدارندگی و فشار روانی دارند یا نشانه‌ای از آمادگی واقعی برای اقدام نظامی هستند؟
- آیا چنین تهدیدهایی از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، در صورت اقدام متقابل ایران، می‌تواند در عمل نتیجه‌ای معکوس برای او ایجاد کند؛ به‌ویژه اگر افزایش تنش به بالا رفتن قیمت نفت و انرژی و در نتیجه افزایش هزینه‌های زندگی در آمریکا منجر شود؟
- اگر دولت آمریکا به دنبال خروجی آبرومندانه از این بحران است، چه نوع توافق یا امتیازی می‌تواند تصویری از «پیروزی» را برای افکار عمومی این کشور ایجاد کند؟
- ایران تا چه اندازه حاضر است از اهرم‌های راهبردی خود ــ از جمله موقعیت ژئوپلیتیکی، مسئله انرژی و تنگه هرمز ــ در مسیر رسیدن به توافق استفاده کند یا از آن‌ها صرف‌نظر نماید؟
- ورود احتمالی بازیگران ثالث چگونه می‌تواند ساختار این تقابل را تغییر دهد و آیا ممکن است این وضعیت را از یک تنش محدود به یک درگیری گسترده منطقه‌ای تبدیل کند؟
- در منطق «بازی جوجه»، چه عواملی می‌تواند یکی از طرفین را به تغییر مسیر وادار کند، بدون آنکه در داخل کشور خود به‌عنوان طرف بازنده تلقی شود؟
- اگر هیچ‌یک از طرفین حاضر به عقب‌نشینی نشوند، پیامدهای اقتصادی، امنیتی و انرژی برای منطقه و جهان چه خواهد بود؟
- آیا امکان آن وجود دارد که این تقابل پرتنش به تدریج به یک فرایند مدیریت بحران و مذاکره پایدار تبدیل شود؟
پاسخ به این پرسش‌ها که البته مجال دیگری می‌طلبد، می‌تواند به درک بهتر منطق رفتار بازیگران و شناسایی مسیرهای احتمالی خروج از بحرانی کمک کند که در صورت تشدید، پیامدهای گسترده‌ای برای منطقه و حتی اقتصاد و امنیت جهانی خواهد داشت.

دکتر محمد ندیری
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، دانشکدگان فارابی


( ۱ )

نظر شما :

توجه! لطفا دیدگاه خود پیرامون این مطلب را در این قسمت درج نمایید و برای ارسال سایر درخواست ها و پیام ها به بخش تماس با ما مراجعه فرمایید.