بخش دوم خبر

برگزاری هفدهمین کارگاه علمی ـ پژوهشی استادان دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران با محوریت «حل چالش‌های دانشگاه بر پایه کار تیمی» (بخش دوم)

۱۳ تیر ۱۴۰۵ | ۱۱:۲۴ کد: ۵۴۱۸۶ اخبار
تعداد بازدید: ۸۴
به گزارش اداره ارتباطات و اطلاع‌رسانی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، هفدهمین کارگاه علمی ـ پژوهشی استادان دانشکدگان فارابی، به همت معاونت پژوهش و فناوری و با همکاری دفتر هم‌اندیشی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، در خردادماه ۱۴۰۵ در مرکز همایش‌های علمی و فرهنگی دانشگاه تهران در مشهد مقدس برگزار شد. در این کارگاه، اعضای هیئت علمی با رویکردی مسئله‌محور و مشارکتی، به بررسی مهم‌ترین چالش‌های دانشگاه و ارائه راهکارهای عملیاتی برای ارتقای عملکرد آن پرداختند.
برگزاری هفدهمین کارگاه علمی ـ پژوهشی استادان دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران با محوریت «حل چالش‌های دانشگاه بر پایه کار تیمی» (بخش دوم)

در این نشست تخصصی، استادان در قالب ۹ گروه تخصصی شش‌نفره، طی بیش از سه ساعت گفت‌وگو و بررسی کارشناسانه، سه محور اصلی شامل «شناسایی ابرچالش‌ها»، «بررسی علل و زمینه‌های شکل‌گیری آن‌ها» و «ارائه راهکارهای اجرایی» را در حوزه‌های آموزش، پژوهش، فرهنگ و مدیریت دانشگاه مورد تحلیل قرار دادند. 

در گروه پنجم، آقایان دکتر روح‌الله شهیدی، دکتر سیدمحمد موسوی‌مقدم، دکتر مجتبی عمرانی‌پور، دکتر حامد دژآباد و دکتر محمدحسن احمدی به بررسی یکی از چالش‌های بنیادین حوزه پژوهش با عنوان «چالش به مثابه راه‌حل» پرداختند.

ابرچالش

اعضای این گروه معتقد بودند که در برخی موارد، سیاست‌گذاری‌ها و تصمیمات مدیریتی در حوزه پژوهش، به جای آنکه در جهت حل مسائل اساسی دانشگاه باشد، خود به تولید چالش‌های جدید منجر می‌شود. به باور آنان، انباشت این چالش‌ها موجب می‌شود پژوهشگران بخش قابل توجهی از زمان و توان خود را صرف مسائل حاشیه‌ای و اداری کنند و از پرداختن به مسائل راهبردی و بنیادی پژوهش بازبمانند. از این منظر، ایجاد برخی چالش‌ها عملاً به راهبردی تبدیل می‌شود که توجه پژوهشگران را از مسائل اصلی منحرف می‌سازد.

علل و زمینه‌های شکل‌گیری چالش

اعضای گروه، مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این وضعیت را در سه محور زیر دسته‌بندی کردند:

  • تأثیرپذیری نظام پژوهش از الگوهای کسب‌وکار (Business Model) و غلبه شاخص‌های کمّی، به‌ویژه تأکید بیش از اندازه بر تعداد مقالات و تولیدات علمی.
  • ناکارآمدی برخی مدیران و تصمیم‌سازان در سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و هدایت نظام پژوهش.
  • غلبه مصلحت‌اندیشی‌های شخصی و کوتاه‌مدت برخی تصمیم‌گیران بر منافع بلندمدت و راهبردی نظام علمی کشور.

راهکارهای پیشنهادی

اعضای گروه برای اصلاح وضعیت موجود، راهکارهای زیر را پیشنهاد کردند:

  • ایجاد ارتباطی منطقی، مستمر و سازمان‌یافته میان اعضای هیئت علمی و تصمیم‌سازان از طریق تقویت تشکل‌های صنفی و نهادهای واسط علمی.
  • فراهم‌سازی سازوکارهایی که امکان شنیده شدن دیدگاه‌ها، دغدغه‌ها و پیشنهادهای استادان را در فرآیندهای تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری دانشگاه فراهم کند.
  • تقویت ارتباط مؤثر، منطقی و مسئله‌محور میان دانشگاه و جامعه، به‌گونه‌ای که دانشگاه بتواند نقش فعال‌تری در حل مسائل اجتماعی، به‌ویژه در شرایط پساجنگ و سایر مسائل ملی، ایفا کند.

در پایان، اعضای گروه پنجم تأکید کردند که ارتقای نظام پژوهش کشور، مستلزم بازنگری در شیوه‌های تصمیم‌گیری، کاهش نگاه صرفاً کمّی به تولیدات علمی و تقویت تعامل سازنده میان دانشگاه، مدیران و جامعه است. به اعتقاد آنان، تنها از رهگذر مشارکت واقعی استادان در فرآیندهای سیاست‌گذاری و توجه به مسائل واقعی جامعه می‌توان زمینه ارتقای اثربخشی پژوهش‌های دانشگاهی و افزایش نقش‌آفرینی دانشگاه در حل مسائل کشور را فراهم ساخت.


در گروه ششم، آقایان دکتر مرتضی سلطانی، دکتر سیدمحمدباقر جعفری، دکتر محمدحسین منتظری، دکتر علی صابری و دکتر محمد غفاری به بررسی یکی از مهم‌ترین چالش‌های حوزه مدیریت دانشگاه با محوریت «عدم توجه به مفاهیم دانشگاه کارآفرین و بهره‌برداری اقتصادی از ظرفیت‌های دانشگاه» پرداختند.

ابرچالش

اعضای این گروه، یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی دانشگاه‌های کشور را فاصله گرفتن از الگوی دانشگاه کارآفرین (دانشگاه‌های نسل پنجم) دانستند. به اعتقاد آنان، تداوم وابستگی مالی دانشگاه‌ها به بودجه عمومی کشور، در کنار بهره‌برداری ناکافی از ظرفیت‌های موجود، مانع تحقق استقلال مالی و افزایش اثربخشی دانشگاه‌ها شده است.

در این نشست تأکید شد که دانشگاه‌ها از زیرساخت‌های ارزشمند آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و فناورانه برخوردارند، اما بسیاری از این ظرفیت‌ها هنوز به‌صورت هدفمند و اقتصادی مورد استفاده قرار نگرفته‌اند.

اعضای گروه، برخی از ظرفیت‌های قابل بهره‌برداری در دانشکدگان فارابی را به عنوان نمونه مطرح کردند که عبارت‌اند از:

  • سالن ۲۲ بهمن؛
  • گلخانه دانشکدگان؛
  • پارک علم و فناوری؛
  • زمین چمن؛
  • سالن فرهنگ؛
  • ساختمان جدید آموزشی؛
  • ظرفیت‌های آموزش‌های آزاد و مهارتی.
  • علل و زمینه‌های شکل‌گیری چالش

اعضای گروه، مهم‌ترین عوامل ایجاد این وضعیت را در محورهای زیر برشمردند:

  • وجود عدم قطعیت در فرآیندهای تصمیم‌گیری مدیریتی.
  • نبود اولویت‌بندی دقیق در شناسایی و حل مسائل دانشگاه.
  • حاکم بودن فرهنگ محافظه‌کاری در سطوح مدیریتی.
  • فقدان راهبردهای بلندمدت و برنامه‌های توسعه‌ای پایدار.
  • پایین بودن سطح سرمایه اجتماعی و ضعف در هم‌افزایی سازمانی.
  • غلبه تصمیم‌گیری‌های شهودی به جای بهره‌گیری از روش‌های علمی و داده‌محور.
  • ضعف در بهره‌گیری از منابع انسانی توانمند و متخصص در حوزه‌های مدیریتی و اقتصادی.

راهکارهای پیشنهادی

اعضای گروه برای حرکت به سوی دانشگاه کارآفرین و تقویت استقلال مالی دانشگاه، راهکارهای زیر را پیشنهاد کردند:

  • تدوین سیاست‌های بلندمدت و برنامه‌های عملیاتی مشخص با هدف توسعه درآمدهای پایدار دانشگاه.
  • اتخاذ رویکرد درآمدزایی همراه با نگاه رقابتی و کسب‌وکارمحور در بازار آموزش، با حفظ کیفیت آموزشی و استانداردهای علمی.
  • استفاده از مدل‌ها و ابزارهای علمی تصمیم‌گیری راهبردی، از جمله SWOT، QSPM و MCDM در برنامه‌ریزی و مدیریت دانشگاه.
  • شناسایی، مطالعه و اجرای به‌روش‌ها (Best Practices) با بهره‌گیری از رویکرد معیارسنجی (Benchmarking) و الگوبرداری از دانشگاه‌های موفق.
  • واگذاری مأموریت‌های تخصصی به اعضای هیئت علمی باتجربه برای طراحی، بومی‌سازی و استقرار الگوهای موفق مدیریت و درآمدزایی در دانشگاه.

در پایان، اعضای گروه ششم تأکید کردند که تحقق دانشگاه کارآفرین، مستلزم تغییر نگرش مدیریتی، برنامه‌ریزی راهبردی، بهره‌گیری از روش‌های علمی در تصمیم‌گیری و استفاده حداکثری از ظرفیت‌های موجود دانشگاه است. به باور آنان، حرکت به سمت استقلال مالی و درآمدزایی پایدار، علاوه بر کاهش وابستگی به منابع عمومی، می‌تواند زمینه ارتقای کیفیت آموزش، پژوهش، فناوری و خدمات دانشگاهی را نیز فراهم سازد.

 

در گروه هفتم، آقایان دکتر سیدعلی علوی قزوینی، دکتر محمدصفر جبرئیلی، دکتر روح‌الله شاکری، دکتر مهدی حدادی، دکتر عبدالرضا علیزاده، دکتر سیداسحاق حسینی کوهساری و دکتر مهدی شیدائیان، به بررسی یکی از چالش‌های بنیادین نظام آموزش و پژوهش دانشگاه با محوریت «فاصله آموزش و پژوهش از نیازهای واقعی جامعه و فقدان امتداد اجتماعی علوم انسانی» پرداختند.

ابرچالش

اعضای این گروه معتقد بودند که متون آموزشی و پژوهشی، از حیث ساختار، محتوا، شیوه ارائه و انطباق با نیازهای جامعه، از عینیت و کارآمدی لازم برخوردار نیستند. به باور آنان، آموزش و پژوهش در بسیاری از موارد نسبت به مسائل واقعی جامعه و نیازهای روز فاصله گرفته و از «امتداد اجتماعی» کافی برخوردار نیست؛ به گونه‌ای که بخش قابل توجهی از تولیدات علمی، تأثیر ملموسی در حل مسائل جامعه و پاسخگویی به نیازهای واقعی آن ندارد.

علل و زمینه‌های شکل‌گیری چالش

اعضای گروه، مهم‌ترین عوامل مؤثر در شکل‌گیری این وضعیت را چنین برشمردند:

  • کاربردی نبودن بخشی از آموزش‌ها و پژوهش‌ها و کم‌توجهی به مسائل و واقعیت‌های اجتماعی.
  • غلبه متون سنتی و گذشته‌محور در فرآیند آموزش و بهره‌گیری محدود از منابع، نظریه‌ها و متون معاصر.
  • نیاز برخی اعضای هیئت علمی به روزآمدسازی دانش، مهارت‌ها و شیوه‌های آموزشی متناسب با تحولات علمی و اجتماعی.
  • ضعف در باور و التزام برخی استادان نسبت به محتوای آموزشی؛ به گونه‌ای که نقد غیرهدفمند یا بی‌اعتقادی به محتوای درسی، در مواردی موجب کاهش اعتماد و انگیزه دانشجویان نسبت به درس و رشته تحصیلی می‌شود.
  • نبود انسجام در فرآیندهای سیاست‌گذاری آموزشی و مشخص نبودن مرجع نهایی تصمیم‌گیری؛ به‌گونه‌ای که گاهی تصمیم گروه‌های آموزشی با مصوبات مراجع بالادستی هم‌راستا نیست و این ناهماهنگی، بر کیفیت برنامه‌های درسی تأثیر منفی می‌گذارد.

راهکارهای پیشنهادی

اعضای گروه برای ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش و افزایش کارآمدی علوم انسانی، راهکارهای زیر را پیشنهاد کردند:

  • توانمندسازی اعضای هیئت علمی از طریق آموزش روش‌های نوین تدریس، آشنایی با فناوری‌های آموزشی، بهره‌گیری از متون روزآمد و ارتقای مهارت‌های حرفه‌ای.
  • استفاده از تجربه‌های موفق دانشگاه‌ها و مراکز علمی معتبر داخلی و بین‌المللی در بازطراحی نظام آموزش و پژوهش.
  • حرکت به سمت تخصص‌گرایی بیشتر و تفکیک گرایش‌های علمی، به‌گونه‌ای که هر عضو هیئت علمی در حوزه تخصصی خود به مرجع علمی تبدیل شود.
  • بازنگری و روزآمدسازی متون آموزشی موجود یا تدوین منابع جدید بر پایه نیازهای واقعی جامعه، در عین حفظ اصول، مبانی و هویت علمی رشته‌ها.
  • تقویت امتداد اجتماعی علوم انسانی از طریق کاربردی‌سازی آموزش و پژوهش، ارتباط مؤثر با مسائل جامعه و ایفای نقش فعال دانشگاه در حل مسائل کشور.

در پایان، اعضای گروه هفتم تأکید کردند که تحقق دانشگاه مسئله‌محور و مسئولیت‌پذیر، مستلزم بازتعریف مأموریت آموزش و پژوهش بر اساس نیازهای واقعی جامعه است. به اعتقاد آنان، علوم انسانی زمانی می‌تواند نقش مؤثر خود را در توسعه کشور ایفا کند که از چارچوب‌های صرفاً نظری فراتر رفته، با مسائل عینی جامعه پیوند بخورد و در قالب آموزش، پژوهش و تولید دانش، به حل چالش‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی کشور کمک کند.


نظر شما :

توجه! لطفا دیدگاه خود پیرامون این مطلب را در این قسمت درج نمایید و برای ارسال سایر درخواست ها و پیام ها به بخش تماس با ما مراجعه فرمایید.