یادداشتهای کپسولی و سریع
بعثتِ اساس در سرزمینِ مقدسِ خیابان
{ فَاخْلَعْ نَعْلَیکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى }.[طه.۱۲]
اسفند ۱۴۰۴ است و وطن درگیرِ جنگ رمضان ...اما در کنار این میدانِ جنگ و حتی پیشتر و بیشتر از آن، رستاخیزی در میدانهای شهر شکل گرفته است... رستاخیزی شگرف...خودجوش...نورانی...برآمده از قلوبِ داغداری که با مشتهایی گرهکرده از خشم و غیرت بیرون آمده اند....
اوضاع عجیبی است! با پدیدههایی روبروییم که باید با چشم دل آنها را دید و الا اگر نبودیم و نمیدیدیم، شاید اگر بعدها برایمان تعریف میکردند باورش سخت بود!
مردم گروه گروه، دسته دسته، با خانواده، با کودک در بغل، با عصا، با ویلچر، بعد از یک روز روزه ... در [خیابان] آمدهاند...
اما این خیابان دیگر یک فضایِ صرفِ شهری نیست...اصلا و ابدا...
انگار کوچه و خیابان، به سرزمینی مقدس تبدیل شده که برای رفتن در آن سرزمین سبقت گرفته میشود...فَاسْتَبِقُوا الْخَیرَاتِ...و انگار هر ایرانیِ با غیرت با ورود به این سرزمین مقدس به بعثتی میرسد از جنس نور و شور و شعور ...
[اساس] در حال رفت و آمد در همین خیابان است...اصلا پیچیده نیست... پیچیده اش نکنید... فقط کافی است غبار جهل و عناد را از قلب خود پاک کنند و حس کنند این بعثت اساس را در سرزمین مقدسی به نام خیابانهای ایران!...
اساسی واقعی نه جعلی و دروغین و گاه بزک کرده ...
نوشته اند و گفته اند که اساس چیست؟ قوه موسس کدام است؟ دال مرکزی حکمرانی چه است؟
خیلی تلاش کردند انسان ایرانی را به گونه ای که دوست دارند و یا دشمنان دوست دارند تعریف نمایند! اما چه به دست آوردید: هیچ ...
آری! ایرانی همواره شگفت انگیز است..
خودش پالایش میکند...خودس مرز حق و باطل را ترسیم میکند...
اکنون ما هستیم و شما هستید و رستاخیزی که در وطن شکل گرفته است...آنهم توسط مردمی که شاید به اندازه آن به ظاهر روشنفکر از تئوریهای اساس، قوه موسس، نظریههای حقوق عمومی، جامعه شناسی سیاسی و اصول حکمرانی، کتاب و مقاله نخوانده اند ولی هر قدمی که در این سرزمین مقدس /خیابان برمیدارند، انگار پرچم آگاهی و علم حماسه را بالای سرشان بالا میبرند... انگار تمامِ اصول و قواعد و آموزههای حقوق عمومی را برایمان تفسیر میکنند...چه تفسیری! تفسیری زنده... واضح...روشن..بدون ابهام..بدون لکنت...دیگر چه کسی میتواند این تفسیر را انکار کند؟
در این خیابان است که این ایرانیِ مبعوث شده در حال کنشی فعال و پویا در حوزه حکمرانی است... اگر در قانون اساسی خواندیم: ابتنای اداره کشور با اراده مردم است/باید باشد، اکنون این جوهره مردمسالاری در حال جریان است...
مردم، رهبر این جامعه شدهاند... راهبری میکنند... خیابان بیت رهبری شده است...و دیگر این کارگزاران کشوری و لشکری هستند که پشت سرِ این زنان و مردان نفس میکشند... جان میگیرند... قوی میشوند...
وای بر کسیکه به این بعثت و رستاخیز مردم در خیابانهای ایران، ایمان نیاورد و همچنان بر کفر و عنادش باقی بماند....
و اف بر کسی که این اساس زنده را تحریف کند و مورد سوءاستفاده منافع سیاسی خود و گروهش قرار دهد!
سید احمد حبیبنژاد
معلم حقوق عمومی
شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان..شبی از شبهای جنگ رمضان. مسجد جمکران.

نظر شما :