سلسله مطالب اساتید دانشکدگان فارابی در مورد جنگ رمضان
شیپورِ جنگ جدایی مرد از نامرد
شهید دکتر مصطفی چمران در نیایشی خواندنی آورده است که:
"خدایا هنگامی که شیپور جنگ طنین انداز می شود، قلب من شکفته شده به هیجان در می آید زیرا جنگ مرد را از نامرد مشخص می کند، جنگ بهترین محک امتحان برای فدائیان از جان گذشته است".
همه میدانیم که جنگ پلشت و منفور است. اما اگر پای دفاع از وطن، عِرض و ناموس درمیان باشد نه تنها منفور نیست که مطلوب و محبوب مردان و غیرتمندانِ جهان است.
جنگ، جانهای عزیزی را از ما می گیرد، غم و اندوه در جان و روان ما می کارد، ویرانی و خرابی به بار می اورد ولی نتیجه های عبرت آموزی هم درپی دارد. من در اینجا انگشت تاکید بر یکی از این نتایج گذاشته ام.
بیایید بی حُبّ و بُغض به صحنه نگاه کنیم. صورت مسئله جز این نیست که:
"ایران رهبری بزرگ داشت با پشتوانه ای از اگاهیِ تاریخی و تجربه زیسته که به او اجازه می داد حکمت در کارِ حکومت کند. او با تدبیر توانست ایران عزیز را بیش از ۳۵ سال از جنگ دور نگه دارد درحالیکه گِرداگِرد ایران جنگها و معرکه ها در جریان بود. با اینکه می دانست مذاکره با غرب به رهبری امریکا بی نتیجه است، اجازه داد بر پایه عزت، حکمت و مصلحت گفتگو صورت گیرد، مگر شاید به صلحی عزتمند و پایدار دست یابیم. غرب اما به کمتر از ذلت و تسلیم رضایت نمی داد. سرانجام دشمن در میانه گفتگو جنگ سرنوشت را آغاز کرد. از بختِ بدِ ما و شاید هم برای عبرت و اتمام حجت، همو که بنیانگذار سه اصلِ عزت، حکمت و مصلحت در کارِ حکومت بود نخستین شهید معرکه اخر شد".
حال ماییم و معرکه ی سرنوشت که هنوز در جریان است. تا همین جای کار هم چیزهای بسیاری اشکار شده است. درباب آنها باید درنگ کنیم، چیزهای بسیار بنویسیم، برای نسلهای آینده به یادگار بگذاریم.
وقتی جنگی بر وطن تحمیل می شود انهم از نوع جنگ سرنوشت، ابناء وطن، زنان و مردان غیرتمند، تمام داشته های خود از جمله جان عزیز را به میان می آورند تا دشمن را پشیمان کنند. حال در چنین وضع و حالی اگر کسانی باشند که گوشه عافیت برگزینند، گوش و چشم بر جنایت ببندند، سکوت مرگبار پیشه کنند، نام ان را جز نامردی و بی غیرتی چیز دیگری هم می توان گذاشت؟! خاصه اگر اینان کسانی باشند که در هر ریز و درشت دیگری دهانی داشته باشند به پهنای فلک. اشاره من به همه کسانی است که تا خرخره از سفره وطن نان خورده به الاف والوف رسیده اند اکنون، امّا، از گفتن جمله ای دریغ می ورزند. اگر جمله ای هم می نویسند نمک بر زخم می پاشند و استخوان در زخم فرو می کنند.
جنگ شوخی ندارد، بخواهیم یا نخواهیم، مرز مردانگی از نامردی را رسم می کند. هرکه باشیم و هرچه باشیم. گمان نمی کنم که این خواسته زیادی از جامعه علمی کشور باشد که در وضع و حال کنونی در حمایت از فرزندانی که پای موشک و پهباد جانهای عزیز خود را در کف نهاده، کاری بکنند، چیزی بنویسید. لطفا چند روزی هم که شده برای وطن کشف های علمی را _خاصه در علوم انسانی!_ از راه جستجو در اینترنت و هوش مصنوعی به تاخیر اندازیم. لعلّ الله یُحدث بعد ذالک امرا.
دکتر محمد علی عبدالهی
عضو هیات علمی دانشکده الهیات و شورای راهبردی کانون بسیج اساتید دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران

نظر شما :