سلسله مطالب اساتید دانشکدگان فارابی در مورد جنگ رمضان
خطاب به مردم مسلمان منطقه غرب آسیا
بسم الله الرحمن الرحیم
ای مردم همسایه، ای برادران و خواهران مسلمان در عراق، سوریه، لبنان، یمن، بحرین، سعودی، قطر، فلسطین و تمامی سرزمینهایی که با ما در جغرافیای یک تمدن و یک سرنوشت شریکید.
آنچه در روزهای اخیر رخ داد – تهاجم آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران – یک حادثه نظامی صرف نبود؛ بلکه نمایشِ خط کشی جدید دشمن بر پیکرهی یکپارچگی فرهنگی و اعتقادی ما بود.
۱. پیوستگیهای اعتقادی: از کربلا تا قدس
مسلمانان این منطقه، از ایران تا لبنان و از سوریه تا یمن، همواره خود را بخشی از یک «امتِ ایمانی» میدانستهاند که مرزهایش را نه نقشههای استعماری، که زیارتگاههای مشترک، هیئتهای عزاداری، و خونِ شهیدان والامقامی چون سلیمانیها، نصراللهها، ابو مهدی المهندسها، سنوارها، هنیئهها، رنتیسیها و ... تعریف کردهاند. در فرهنگ الهی، «حرم» فقط یک مکان مقدس نیست؛ بلکه یک شبکهی زنده از وفاداریهای فرامرزی است. وقتی امروز ایران، لبنان و عراق هدف قرار میگیرد، این پیوند اعتقادی است که مورد هدف است. دشمن به خوبی میداند که مقاومت در ایران، عراق، لبنان، فلسطین و یمن از یک ریشهی اعتقادی تغذیه میکند: «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ».
۲. پیوستگیهای فرهنگی و اجتماعی:
خویشاوندیِ فراتر از مرزها
هر کدام از ما بارها در سفرهای میدانی خود دیدهایم که یک خانوادهی عراقی در نجف، با یک خانوادهی ایرانی در قم، نه فقط از طریق اشتراکات عقیده ای، که از طریق ازدواجهای مشترک، گویشهای نزدیک، آداب سفره و تعزیه، و حتی تجارت و همسایگی، به هم پیوند خوردهاند. منطقهی غرب آسیا، علیرغم همهی تلاشهای استعماری برای تجزیهی آن، همچنان یک «همبومِ فرهنگی» است. زبان فارسی، عربی، ترکی و کردی در این پهنه چنان در هم تنیده که هر تهاجمی به یکی، زخمی بر پیکر همه است.
۳. سرنوشت مشترک تمدنی: الگوی استقلالطلبی
ما در منطقهای زندگی میکنیم که تمدنش بر پایهی «نه به استکبار» بنا شده است. از مقاومت در برابر استعمار بریتانیا و فرانسه تا ایستادگی در برابر هژمونی آمریکا و صهیونیسم، الگوی مشترک ما این بوده که «امنیت» را نه از بیرون، که از درونِ اجتماع خود تعریف کنیم. تهاجم اخیر به ایران، در واقع تهاجم به این الگوی تمدنی است: کشوری که با تکیه بر نیروی مردمی و هماهنگی با محور مقاومت، نشان داد میتوان بدون وابستگی به غرب، صاحب امنیت بود. دشمن میخواهد این الگو را بشکند؛ چرا که موفقیت آن، به معنای فروپاشی پروژهی تجزیهی هویتی منطقه است.
۴. اتحاد غربی-عربی-عبری: ائتلاف علیه پیوندهای ما
یکی از واقعیتهایی که در مطالعات فرهنگی–اجتماعی معاصر به روشنی دیده میشود، این است که دشمنان ما – از واشنگتن تا تلآویو و برخی از حکومتهای وابسته در منطقه – یک «محور متحد» را نه بر اساس منافع بلندمدت که بر اساس «ترس از پیوستگیهای مردمی» ما تشکیل دادهاند. آنها میدانند که اگر مردم ایران، عراق، لبنان، یمن و فلسطین به همبستگی اعتقادی و اجتماعی خود آگاه بمانند، هیچ جنگ نظامی و هیچ تحریمی نمیتواند آیندهی منطقه را به نفع آنها رقم بزند. بنابراین، هر حملهی نظامی، در واقع یک عملیات روانی برای شکاف میان ماست.
سخن پایانی
ای مردم منطقه، ای هممیهنانِ فرامرزی من،
امروز ایران با همان منطق «خیابان به مثابه پناهگاه» ایستاده است؛ همان منطقی که در نجف اشرف، در ضاحیهی بیروت، در صنعا و در غزه هم جاری است. این پناهگاه نه از بتن و فولاد، که از ارادهی جمعیِ مردمی ساخته شده که آموختهاند: «لا یَهْرُبُونَ مِنَ الْمَوْتِ، بَلْ یَمُوتُونَ فِیکَ کَیْ یُحْیُوا الْحُرِّیَّةَ».
ما به عنوان کسانی که میراث دار فرهنگِ «حسین بن علی» هستیم، میدانیم که خون، مرزها را از میان برمیدارد و پیوندهای اعتقادی را عمیقتر از هر قرارداد سیاسی میسازد. امروز بیش از هر زمان دیگری باید این پیوندها را بازخوانی کنیم: پیوند شیعه و سنی در دفاع از قدس، پیوند ایرانی و عربی در دفاع از حرمها، و پیوند همهی آزادگان منطقه در برابر پروژهی استعماریِ نوین.
از زبان یک طلبه فرهنگِ شیعی، میگویم: آنچه ما را در این منطقه به هم پیوند میدهد، از آنچه دشمن میخواهد میان ما بشکند، بسیار استوارتر و تاریخیتر است. این پیوندها را پاس بداریم، چرا که پیروزی نهایی از آنِ کسانی است که در این پیوندها صادقترند.
«وَالشَّعْبُ فِیکَ یحْیى، وَالْقَوْمُ ینْتَصِرُ»
دکتر مسلم طاهری کل کشوندی؛
عضو هیات علمی دانشکده الهیات و جانشین کانون بسیج اساتید دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران

نظر شما :