بخش اول خبر
برگزاری هفدهمین کارگاه علمی ـ پژوهشی استادان دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران با محوریت «حل چالشهای دانشگاه بر پایه کار تیمی»
در این نشست تخصصی، استادان در قالب ۹ گروه تخصصی ششنفره، طی بیش از سه ساعت گفتوگو و بررسی کارشناسانه، سه محور اصلی شامل «شناسایی ابرچالشها»، «بررسی علل و زمینههای شکلگیری آنها» و «ارائه راهکارهای اجرایی» را در حوزههای آموزش، پژوهش، فرهنگ و مدیریت دانشگاه مورد تحلیل قرار دادند.
در نخستین گروه کاری، آقایان دکتر حسن قنبری، دکتر یدالله احمدی ملایری، دکتر محمدرضا رجبی، دکتر ناصر قاسمی، دکتر کمال باغجری و دکتر سیدناصر سلطانی به بررسی چالشهای دانشگاه در حوزههای مختلف پرداختند.
مهمترین ابرچالشهای دانشگاه از دیدگاه این گروه
حوزه پژوهش
• نگاه ابزاری و صرفاً کمی به پژوهش.
• بوروکراتیک شدن فرآیندهای پژوهشی و فاصله گرفتن پژوهش از حل مسائل واقعی.
حوزه آموزش
• نبود چشمانداز روشن برای آینده آموزش عالی.
• کمرنگ شدن جایگاه آموزش در سایه مشکلات و بحرانهای اقتصادی.
حوزه فرهنگی
• بیتوجهی به ایده و هویت دانشگاه.
• نوع نگاه حاکم بر سیاستگذاریها نسبت به نقش و کارکرد دانشگاه.
حوزه اداری و مالی
• پاسخگو نبودن ساختارهای اداری نسبت به نیازهای استادان و دانشجویان.
• ضرورت بازنگری و دگردیسی در ساختارهای اداری و مالی دانشگاه.
مهمترین علل و زمینههای شکلگیری چالشها
• قطع ارتباط مؤثر دانشگاه با مراکز علمی و دانشگاههای خارج از کشور و ایجاد نوعی انزوای علمی.
• نوع نگاه و رویکرد حاکم نسبت به دانشگاه و مأموریتهای آن.
• محدودیتها و بحرانهای مالی دانشگاه که بر عملکرد بخشهای مختلف اثرگذار بوده است.
راهکارهای پیشنهادی
• تأکید بر اینکه حل بسیاری از مسائل کلان، نیازمند تصمیمگیری در سطوح فراتر از دانشگاه است.
• افزایش نقش و مشارکت اعضای هیئت علمی در مدیریت ساختاری دانشگاه، از جمله در حوزههای مالی، اداری، کارگزینی، حراست و سایر بخشهای مدیریتی.
• تقویت جایگاه گروههای علمی به عنوان مهمترین کانونهای تصمیمسازی، برنامهریزی و حل مسائل دانشگاه.
در پایان این نشست، بر ضرورت بهرهگیری از خرد جمعی استادان، تقویت کار تیمی و تدوین راهکارهای عملیاتی برای ارتقای کارآمدی دانشگاه تأکید شد و مقرر گردید نتایج حاصل از مباحث گروههای تخصصی، پس از جمعبندی، در اختیار مدیران دانشگاه قرار گیرد تا در فرآیندهای تصمیمگیری و سیاستگذاری مورد استفاده قرار گیرد.
در دومین گروه کاری، آقایان دکتر مهدی ذاکری، دکتر حسن مهرنیا، دکتر علی فتحی قرخلو، دکتر مهدی صفائیاصل و دکتر محسن زارعپور به بررسی یکی از مهمترین مسائل دانشگاه در حوزه فرهنگی و اجتماعی پرداختند.
مهمترین ابرچالش دانشگاه از دیدگاه این گروه
کاهش اثرگذاری فرهنگی و اجتماعی دانشگاه
اعضای این گروه، «کاهش اثرگذاری فرهنگی و اجتماعی دانشگاه» را به عنوان ابرچالش اصلی مطرح کرده و این پرسش را محور بحث قرار دادند که چرا دانشگاهها، با وجود برخورداری از ظرفیتهای گسترده علمی و سرمایه انسانی، نتوانستهاند نقش مؤثر و متناسبی در حل مسائل فرهنگی و اجتماعی دانشجویان و جامعه ایفا کنند.
پیامدهای این ابرچالش عبارتاند از:
• کاهش مرجعیت اجتماعی دانشگاه در جامعه.
• کاهش انگیزه و رغبت جوانان برای ادامه تحصیل در دانشگاه.
• کمرنگ بودن نقش و حضور دانشگاه در رویدادها و مسائل مهم اجتماعی؛ بهگونهای که بهرغم مشارکت استادان در جنگ اخیر، نقش دانشگاه در افکار عمومی کمتر از سایر گروههای مرجع، از جمله مداحان، مشاهده شده است.
مهمترین علل و زمینههای شکلگیری چالش
علل ساختاری
• نبود یا کمتوجهی به شاخصهای فرهنگی در نظام ارزیابی و رتبهبندی دانشگاهها.
• فقدان تخصص یا دغدغه کافی در میان متولیان حوزه فرهنگی و اجتماعی دانشگاه.
• نبود آییننامههای اجرایی الزامآور در زمینه مسئولیتپذیری اجتماعی دانشگاهها.
علل انگیزشی
• هزینهزا بودن ورود استادان به مسائل فرهنگی و اجتماعی و کاهش انگیزه برای ایفای این نقش.
علل فرهنگی و اجتماعی
• تغییر سبک زندگی نسل جدید.
• گسترش تأثیر شبکههای اجتماعی بر نگرش و رفتار دانشجویان.
• تأثیر آموزشها و تربیت پیش از ورود به دانشگاه.
راهکارهای پیشنهادی
• توزیع متوازن نقش و مسئولیت میان استادان، کارکنان و نهادهای متولی امور فرهنگی کشور.
• اصلاح نظام ارزیابی و ارتقای دانشگاهها با تأکید بر شاخصها و اولویتهای فرهنگی.
• ایجاد مشوقهای مادی و معنوی برای تقویت روحیه مسئولیتپذیری فرهنگی در میان اعضای هیئت علمی.
• مسئلهمحور کردن فعالیتهای فرهنگی و فاصله گرفتن از برگزاری صرف همایشها و برنامههای مناسبتی.
• پیوند دادن پژوهشهای دانشگاهی با نیازها و مسائل فکری، فرهنگی و اجتماعی جامعه.
• توجه به تخصص، تجربه و دغدغهمندی در انتصاب مدیران فرهنگی و اجتماعی دانشگاه.
• اصلاح نظام ارزشیابی و تخصیص بودجه دانشگاهها با اولویتبخشی به حل مسائل فرهنگی و اجتماعی در کنار مأموریتهای آموزشی و پژوهشی.
در پایان این نشست، اعضای گروه بر این نکته تأکید کردند که ارتقای جایگاه فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، مستلزم بازنگری در سیاستها، ساختارها و نظامهای ارزیابی دانشگاهی و همچنین تقویت نقشآفرینی استادان و دانشگاه در حل مسائل واقعی جامعه است.
در سومین گروه کاری، آقایان دکتر علینقی امیری، دکتر محمد موسیزاده، دکتر سعیدرضا منتظری، دکتر احمد حاجیدهآبادی و دکتر سید عبدالرحیم حسینی به بررسی یکی از مهمترین موضوعات نظام آموزش عالی، یعنی بازطراحی نظام سنجش و ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی پرداختند.
مهمترین ابرچالش دانشگاه از دیدگاه این گروه
بازطراحی نظام سنجش و ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی
اعضای این گروه، «بازطراحی نظام ارزیابی عملکرد استادان» را بهعنوان یکی از ابرچالشهای اساسی دانشگاه مطرح کردند و با اشاره به سیاستهای جدید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مبنی بر پیوند بخشی از افزایش حقوق اعضای هیئت علمی با عملکرد آنان، بر ضرورت طراحی نظامی جامع، عادلانه و متناسب با مأموریتهای نوین دانشگاه تأکید کردند.
مهمترین علل و زمینههای شکلگیری چالش
۱. غلبه رویکرد کمّیتمحور و مقالهمحور
• تمرکز نظام ارزیابی بر شاخصهای کمی مانند تعداد مقالات و امتیازات پژوهشی.
• کمتوجهی به کیفیت آموزش، نوآوریهای آموزشی و حل مسائل واقعی جامعه.
• ارزشگذاری محدود فعالیتهایی همچون ارتباط با صنعت، همکاری با دستگاههای اجرایی، مشارکت در سیاستگذاری عمومی، مسئولیت اجتماعی و فرهنگی و حل مسائل کشور.
• عدم همراستایی نظام ارزیابی با مأموریتهای دانشگاههای نسل چهارم و پنجم.
۲. عدم همراستایی نظام ارزیابی با تفاوت ماهوی رشتههای دانشگاهی
• استفاده از چارچوبهای تقریباً یکسان برای رشتههایی با ماهیت و خروجیهای کاملاً متفاوت.
• نادیده گرفتن تفاوتهای اساسی میان رشتههایی مانند مهندسی، مدیریت، حقوق و الهیات.
• ارزشگذاری ناکافی برخی فعالیتهای تخصصی و حرفهای در فرآیند ارتقا و ترفیع.
۳. افزایش الزامات اقتصادی و ضرورت بازتعریف نقش درآمدزایی دانشگاه
• کاهش اتکای دانشگاهها به منابع مالی سنتی.
• ضرورت توسعه درآمدهای اختصاصی، قراردادهای پژوهشی، همکاری با صنعت و خلق ارزش اقتصادی.
• احتمال شکلگیری رفتارهای کوتاهمدت و کاهش کیفیت فعالیتهای علمی در صورت نبود نظام ارزیابی مناسب.
۴. تحولات محیط دانشگاهی و تغییر انتظارات ذینفعان
• افزایش رقابت دانشگاهها در سطح ملی و بینالمللی.
• توسعه فناوریهای نوین.
• تغییر انتظارات نسل جدید دانشجویان.
• افزایش مطالبهگری جامعه و سیاستگذاران از دانشگاه.
• ناکارآمدی نظامهای سنتی ارزیابی در پاسخگویی به این تحولات.
راهکارهای پیشنهادی
اعضای گروه، مدل جدید ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی را بر پایه دو لایه اصلی پیشنهاد کردند:
لایه نخست: هسته مشترک برای همه اعضای هیئت علمی
• ارزیابی کمیت و کیفیت آموزش با استفاده از ابزارهای استاندارد و معتبر، نه صرفاً تعداد واحدهای تدریس.
• تعریف حداقل فعالیت پژوهشی متناسب با ویژگیهای هر رشته.
• توجه به اخلاق حرفهای، مسئولیتپذیری و اثرگذاری فرهنگی و اجتماعی.
لایه دوم: مأموریت تخصصی دانشکدهها بر پایه حل مسائل
دانشکده مهندسی
• قراردادهای صنعتی.
• ثبت اختراع.
• حل مسائل صنعت.
دانشکده مدیریت
• اجرای پروژههای سازمانی.
• ارائه مشاورههای سیاستی.
• توسعه کارآفرینی.
دانشکده حقوق
• اثرگذاری در فرآیند قانونگذاری.
• مشارکت در دادرسی پروندههای حقوقی.
• همکاری مشورتی با قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی.
دانشکده الهیات
• اثرگذاری بر تحولات فکری حوزه دین.
• معاصرسازی آموزههای الهیاتی.
• پاسخگویی به مسائل نوپدید در حوزههای فلسفه، کلام، فقه، ادبیات، علوم قرآن و حدیث.
اصلاحات پیشنهادی در نظام امتیازدهی و ارتقای اعضای هیئت علمی
۱. طراحی نظام امتیازدهی متوازن
• پژوهش (مقالات، کتاب و طرحهای پژوهشی): حداکثر ۴۰ درصد امتیاز.
• آموزش: حداقل ۲۵ درصد امتیاز.
• اثرگذاری اجتماعی، صنعتی و خدماتی: حداقل ۲۰ درصد امتیاز.
• فعالیتهای تکمیلی شامل نوآوری، فعالیتهای بینرشتهای و توسعه فردی: حداقل ۱۵ درصد امتیاز.
تأکید شد که ارتقای اعضای هیئت علمی صرفاً بر پایه فعالیتهای پژوهشی امکانپذیر نبوده و تحقق حداقل سهم آموزش، مسئولیتپذیری فرهنگی و اثرگذاری اجتماعی الزامی باشد.
۲. استقرار نظام ارتقای مبتنی بر مسیرهای تخصصی (Track-Based Promotion)
• مسیر پژوهشمحور.
• مسیر آموزشمحور.
• مسیر اثرگذاری اجتماعی، صنعتی و سیاستی.
اعضای گروه تأکید کردند که استفاده از یک الگوی واحد برای ارزیابی همه اعضای هیئت علمی مناسب نبوده و انتخاب مسیر تخصصی باید متناسب با مأموریت و توانمندی هر عضو انجام شود.
۳. طراحی نظام ارزیابی مبتنی بر ویژگیهای هر رشته (Discipline-Based Evaluation)
• تدوین شاخصهای اختصاصی برای هر رشته.
• پرهیز از استفاده از جدول امتیازدهی واحد برای تمامی رشتههای دانشگاهی.
۴. استقرار قرارداد عملکرد سالانه (Performance Contract)
• تعیین اهداف آموزشی.
• تعیین اهداف پژوهشی.
• تعیین اهداف مرتبط با صنعت و جامعه.
• تعیین اهداف مسئولیتپذیری اجتماعی و فرهنگی.
اعضای گروه پیشنهاد کردند میزان تحقق این اهداف، بهصورت مستقیم در نظام ارزیابی، ارتقا، پرداخت مزایا و افزایش حقوق اعضای هیئت علمی اثرگذار باشد.
در پایان این نشست، اعضای گروه بر این نکته تأکید کردند که بازطراحی نظام ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی، پیششرط تحقق دانشگاه نسل پنجم و ارتقای اثربخشی دانشگاه در عرصههای آموزش، پژوهش، فرهنگ، فناوری، کارآفرینی و مسئولیت اجتماعی است و این تحول باید با رویکردی تخصصی، رشتهمحور، مأموریتگرا و مبتنی بر حل مسائل کشور دنبال شود.
در گروه چهارم، آقایان دکتر سید احمد طباطبائی، دکتر ابوالفضل سهرابی، دکتر حسین معصوم و دکتر حسین رمضانی به بررسی یکی از مهمترین چالشهای نظام آموزش عالی کشور، یعنی افت تحصیلی (Drop Out of Education) پرداختند.
ابرچالش
اعضای این گروه، افت تحصیلی را بهعنوان یکی از مهمترین ابرچالشهای حوزه آموزش معرفی کردند و با اشاره به اینکه این مسئله در گزارشها و تذکرات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز مورد تأکید قرار گرفته است، آن را موضوعی دارای روایی علمی و مورد تأیید نظام حکمرانی آموزش عالی کشور دانستند.
علل و زمینههای شکلگیری چالش
اعضای گروه معتقد بودند برای شناخت صحیح عوامل افت تحصیلی، ابتدا باید زمینههای نظری آن بر اساس نقش کنشگران اصلی نظام آموزش صورتبندی شود. از این منظر، سه گروه اصلی شامل دانشجویان، اعضای هیئت علمی و نظام حکمرانی علم و مدیریت آموزش و پژوهش در شکلگیری این چالش نقشآفرین هستند.
الف) عوامل مرتبط با دانشجویان
• مشکلات اقتصادی و معیشتی.
• کاهش امید به آینده.
• دشواری دستیابی به شغل مناسب.
• نامشخص بودن افق تحصیلی و شغلی.
• تغییر سبک زندگی و تحولات فرهنگی و شناختی نسل جدید.
• گسترش حضور دانشجویان در فضای مجازی و تأثیر آن بر فرآیند یادگیری.
ب) عوامل مرتبط با اعضای هیئت علمی
• مشکلات اقتصادی و معیشتی استادان.
• اشتغال همزمان در فعالیتهای متعدد و کاهش تمرکز بر آموزش.
• افزایش انتظارات نظام مدیریتی دانشگاه بدون فراهم بودن امکانات لازم.
• کاهش نوآوری و اثربخشی آموزشی.
• فاصله گرفتن آموزش و پژوهش از نیازهای واقعی کشور.
ج) عوامل مرتبط با نظام حکمرانی علم و مدیریت آموزش
• توسعه کمی مراکز آموزش عالی بدون توجه به نظام نیازها.
• ضعف در اجرای سند آمایش آموزش عالی متناسب با ظرفیتهای محلی و ملی.
• بهرهگیری ناکافی از فناوریهای نوظهور در آموزش.
• نامتناسب بودن نظام ترفیع و ارتقای اعضای هیئت علمی با نیازهای کشور.
• نبود استانداردهای دقیق آموزشی و نظام رقابتی ارزیابی دانشگاهها.
• فقدان نظام پایش مستمر کیفیت آموزش.
• استفاده محدود از ظرفیتهای علمی در تصمیمگیریهای کلان آموزشی.
راهکارهای پیشنهادی
اعضای گروه، راهکارهای خود را در سه سطح دانشجویان، اعضای هیئت علمی و نظام حکمرانی آموزش عالی ارائه کردند.
الف) راهکارهای مرتبط با دانشجویان
• ارتقای مهارتهای آموزشی، سبک زندگی، مهارتهای شناختی و رفتاری دانشجویان.
• افزایش انگیزه علمی از طریق برگزاری نشستهای امیدآفرین و انگیزشی.
• برگزاری کارگاههای «علم و زندگی» با تأکید بر کاربرد دانش در زندگی واقعی.
• ایجاد ارتباط میان دانشجویان و کارآفرینان و بهرهگیری از تجربه چهرههای موفق علمی و صنعتی.
• توسعه ارتباط دانشگاهها با یکدیگر، صنعت، دولت، مجلس، قوه قضائیه و سایر بخشهای حاکمیتی و مردمی.
ب) راهکارهای مرتبط با اعضای هیئت علمی
• تلاش برای کاهش مشکلات اقتصادی و معیشتی استادان به منظور افزایش تمرکز بر آموزش.
• اصلاح آییننامههای ترفیع و ارتقا با تأکید بر نوآوری آموزشی و حل مسائل کشور.
• برگزاری کارگاههای تبادل تجربههای موفق آموزشی.
• اجرای مستمر دورههای دانشافزایی و توانمندسازی اعضای هیئت علمی.
• تسهیل بهرهمندی استادان از فرصتهای مطالعاتی علمی و مهارتی.
• تعریف مأموریتهای آموزشی و پژوهشی متناسب با نیازهای کشور همراه با حمایتهای مالی و نهادی.
ج) راهکارهای مرتبط با نظام حکمرانی علم و مدیریت آموزش و پژوهش
• ایجاد نظام یکپارچه، معتبر و مستمر پایش و ارزیابی دانشگاهها توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از طریق:
o تدوین چشمانداز آموزش و پژوهش کشور؛
o طراحی شاخصهای معتبر ارزیابی عملکرد؛
o گزارشگیری مستمر بر اساس شاخصهای استاندارد؛
o انتشار گزارشهای مقایسهای و رقابتی میان دانشگاهها.
• اصلاح آییننامههای ترفیع و ارتقا بهگونهای که کیفیت آموزش و حل مسائل کشور بر کمیت تولیدات علمی اولویت یابد.
• تقویت ارتباط ساختاری میان دانشگاه، صنعت، بازار کار و بخشهای تولیدی کشور.
• فراهمسازی فضای مناسب برای بروز خلاقیتهای علمی و آموزشی استادان و دانشجویان.
• استقرار شایستهسالاری در انتصاب مدیران دانشگاهی و پرهیز از مداخلات غیرتخصصی در مدیریت نظام آموزش عالی.
• ارزیابی مستمر وضعیت آموزش، پژوهش و حکمرانی علم بر اساس اسناد بالادستی، از جمله نقشه جامع علمی کشور، و ارائه گزارشهای دورهای به افکار عمومی، مستقل از تغییرات مدیریتی.
در پایان، اعضای گروه چهارم تأکید کردند که حل مسئله افت تحصیلی نیازمند نگاهی جامع، نظاممند و چندسطحی است و تنها با همافزایی دانشجویان، اعضای هیئت علمی، مدیران دانشگاهی و سیاستگذاران آموزش عالی میتوان زمینه ارتقای کیفیت آموزش، افزایش انگیزه تحصیلی و تقویت کارآمدی نظام آموزش عالی کشور را فراهم ساخت.

نظر شما :